یا امام رضا ...

۴ سال پیش بود وقتی می خواستم شماره پیراهنم رو توی تیم والیبال دانشکده انتخاب کنم تازه از مشهد برگشته بودم... به نیت نام مبارک ثامن الائمه حضرت امام رضا شماره هشت رو انتخاب کردم!
این عدد حس خوبی به من می داد...
کم کم عاشق این عدد شدم!
یادمه ۷/۷/۷۷ توی برنامه نیم رخ دائماْ این تاریخ رو با تمسخر و به لحن خنده داری ذکر می کردن...
حسین رفیعی مجری برنامه بود و هی می گفت : " هپت هپت هپتاد و هپت "
اون موقع من ۱۲ سالم بود!
با خودم گفتم دیگه تاریخ تا ۱۱ سال و یکماه و یک روز دیگه به اینصورت نمیشه!
با خودم گفتم : " اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو یعنی اون موقع من کجام؟ چکاره شدم؟"
برام خیلی دور بود...
دیگه یادم رفته بود داریم روز به روز به این تاریخ نزدیک و نزدیک تر میشیم...
نه اینکه یادم رفته بود... توجه نمی کردم!
تا اینکه چندماه پیش دقت کردم دیدم که چیزی نمونده به این تاریخ...
به ناگاه یاد ۷/۷/۷۷ افتادم! " هپت هپت هپتاد و هپت" (البته با صدای حسین رفیعی )
وقتی متوجه شدم امسال ۸/۸/۸۸ مطابق شده با روز جمعه و ولادت با سعادت امام هشتم ، باورم نمی شد!
هرجوری حساب میکردم نمی تونستم این امر رو اتفاقی بدونم...
مطمئنم این یه هدیه ست به ما ایرانیا! خدا داره به ماها هدیه می ده...
این تقارن لطف خداست... این اتفاق نیست...
چندماه پیش که مشهد بودم از امام رضا خواستم که منو هم برای تولد خودشون دعوت کنن ...
شرمنده کردن... من ناقابل رو پذیرفتن...
انشالله ۵ شنبه دارم میرم مشهد!
خودم باورم نمیشه!
۱۱ سال و یکماه و یک روز پیش نمی دونستم ۱۱ سال و یکماه و یک روز بعد قراره برای ولادت امام هشتم تو مشهد باشم! اونم ۸/۸/۸۸ !!!!
تحت المتن ۱) از ملزومات سفر حلالیت طلبیدنه... حلال کنید!
تحت المتن ۲) نمی دونم چجوری خوشحالی خودم رو نشون بدم...
تحت المتن ۳) ببخشید نوشته هام ترتیب نداشت و آدم وار نبود... هرچی به ذهنم خورد نوشتم...
تحت المتن ۴) تبریک من رو هم به مناسبت این عید بزرگ پذیرا باشید!
الهام من به ناز نگاهش چه دلبر است ...