واقعا شرم آوره...

چند وقتی بود نمی دونستم چی توی وبلاگم بنویسم....

دلم گرفته بود... مطلبی از خودم نداشتم که بنویسم!!!!

از گذاشتن مطالب کپی برداری شده هم زیاد خوشم نمیاد... از نوشتن در مورد سیاست هم دل خوشی نداشتم...

تا اینکه امروز یه خبری رو خوندم و به دنبال اون قسمتهائی از سخنرانی یک (به اصطلاح) عالم رو دیدم....

واقعا تأسف خوردم... با تمام وجود تأسف خوردم...

دلم برای رهبر عزیزم خون شد ... برای مظلومیتش... برای پاکیش...

واقعاً شرم آور بود شنیدن این سخنان ، اون هم از زبان این آدم ...

نمیدونم چی بگم و چی بنویسم...

موقعی که حرفاش رو می شنیدم فقط و فقط دعا می کردم... دعا ...

دعا برای ظهور امام زمان ....

با تمام وجود باید دعا کرد... برای تعجیل در فرج آنحضرت و روشن شدن حقایق و رسوائی دشمنان در لباس اسلام ...

ماه رمضون امسال فرصت ایده آلیست...

نمی خوام بحث سیاسی بکنم و بخوام نظر مخالف رو رد و نظر موافق رو تأئید کنم ، نه! می خوام همه با هم عاجزانه از خدا تعجیل در فرج آنحضرت رو بخواهیم...

نمی خوام بگم کی حق و کی باطله ولی مهم اینه که هر دو نمی تونن حق باشن... پس یک مسیر حق و یک مسیر باطله...

اثبات حق برای اهل باطل نیاز به انسانی داره که نماد حق و راستی باشه... اللهم عجل لولیک الفرج

---------------------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱ ) اگر نفهمیدید من در مورد چه خبری حرف می زنم اینجا را کلیک کنید...

تحت المتن ۲ ) اگه فیلمهای سخنرانی ایشون رو هم ببینید بیشتر و بهتر می تونین با مفهوم " ادب مرد به زدولت اوست" آشنا بشین . سخنرانی مربوطه را می توانید از لینک زیر دانلود کنید :

سخنرانی آقای صانعی در ۲۱ مردادماه ۱۳۸۸

تحت المتن ۳) اگر قسمت پنجم فیلم رو موفق به دانلود نشدید به لینک زیر مراجعه نمائید:

قسمت پنجم و پایانی سخنرانی

تحت المتن ۴) اگر وقت یا ظرفیت دانلود کامل رو نداشتین پیشنهاد می کنم قسمتهای ۴ و ۵ رو حتماً ببینید...

تحت المتن ۵ ) نظرات شما را می شنویم ....

تحت المتن ۶) یاد ماه رمضون گذشته به خیر... طرح ۳۰ دوره ختم روزانه قرآن در ۳۰ روز که به پیشنهاد من صورت گرفت ... خدا کمک کرد و تونستیم اجراش کنیم!!! کاش امسال هم خدا همت این کار رو بهم میداد!!!!

تحت المتن ۷) التماس دعا

 

مجنون لیلی ...

سلام. از بابت تاخیری که به وجود اومد معذرت می خوام... ببخشید حواسم نبود این عید بزرگ رو به همه شماها تبریک بگم! انشالله که نیمه ی شعبان بعدی رو با در حضور خود حضرت جشن بگیریم و سالهای انتظار منتظران واقعی به سر اومده باشه...

چند روزی بود توی یه نمایشگاه مشغول بودم... به عنوان انتظامات نمایشگاه! نمایشگاهی با عنوان "سایه ی آفتاب" که توی هتل عباسی اصفهان برگزار می شد...

جای همه دوستان خالی بود... مکانی بسیار زیبا و دلنشین که با یاد مهدی فاطمه دل انگیزتر از قبل شده بود...

خداوند ازهمه ی برگزارکنندگان این نمایشگاه قبول کنه.. انشالله!!!!

شعر زیر رو چند وقت پیش دوست عزیزی برام به صورت نظر خصوصی گذاشته بود... تصمیم گرفتم که به صورت عمومی نمایش بدم تا همه دوستان بتونن از این شعر لذت ببرن...

امیدوارم که خوشتون بیاد

---------------------------------------------------------

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب،مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت:یارب از چه خوارم کرده ای
بر حلیب عشق ،دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

بیشتر عشقش به جانم میزنی
دردم از لیلاست،آن هم میزنی

خسته ام زین عشق دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو...من نیستم

گفت:ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل میشوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یاربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی
بر حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

--------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱)  هرچی فکر کردم حس تحت المتن نیومد.... ببخشید

کمی بخندیم...

سلام...

برای خارج شدن از جو سیاست و برای اینکه این روزها ایام شادیست ، تصمیم گرفتم این متن طنز انتقادی رو براتون بذارم!

البته متن کامل رو از ادامه مطلب بخونین! یعنی اونجا میذارم که فقط کسائی که وقت و حوصله خوندنش رو دارن بخونن!!!!

------------------------------------------------------

موضوع انشاء: فایده گاو بودن را بنویسید

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

 اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.

  البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد. من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست، بلکه گاو است.

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

 بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم. ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.

مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.

هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن بگیرد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد.


 

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد، نگران جهیزیه اش نیست.

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند. مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.

ادامه در ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱ ) خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبال آن می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم!!!!

تحت المتن ۲) دلتنگی دردیست که درمانی به جز دیدار ندارد...

 

ادامه نوشته

خارج از گود...

سلام

چند وقت پیش برام یه ایمیلی اومده بود که برا خودم خیلی جالب بود. در نظر داشتم توی یه فرصت مناسب توی وبلاگم بذارمش! شاید الان اون فرصت مناسبه...

پیشنهاد می کنم ۳۰ ثانیه وقت بذارین و بخونیدش و روش فکر کنین!!!!

-------------------------------------------------------------------------------

چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت  می گذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدّش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

خنده داره اینطور نیست؟

دارید می خندید ؟

دارید فکر می کنید؟

--------------------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱) بهتره بعد از خندیدن کمی فکر کنیم...

تحت المتن ۲) دارم تلاشم و می کنم که بهترین باشم... برام دعا کنین!!!!

تحت المتن ۳) از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید...