انا لله و انا الیه راجعون

سال 1376 که من اول راهنمائی بودم وارد این محله شدیم .از اون سال بود که همواره برای نوشتن آدرس منزل از عبارت "جنب کوچه شهید زاهد نجفی" استفاده می کردیم .
پیرمردی نورانی که همواره لبخندی به لب داشت رو در حال رفت و آمد در محل می دیدم. اون اوائل تا من رو می دید سلام می کرد. خیلی خجالت می کشیدم و با خودم عهد کردم که همیشه من اول سلام کنم .
برام خیلی تعجب آور بود که این انسان چقدر توی محله و بین همه اهالی محل محبوب و مورد احترامه ...
تو این سالها خیلی بیش از پیش باهاش آشنا شدم. فراموش نمی کنم شبهائی رو که میومد تو مراسم عزاداری حضرت زهرا (س) دم در مجلس براش صندلی میذاشتم و با لبخند همیشگی از من تشکر می کرد.
اون کسی نبود جز پدر شهید هادی زاهد نجفی یعنی
" حضرت آیت الله العظمی شیخ احمد زاهد نجفی"
این عالم بزرگوار در سال 1304 در اصفهان متولد شده بود . در سنین کودکی به همراه پدرش به نجف رفته و 31 سال در نجف به درس و تحصیل پرداخته بود.
4 روز پیش بود . وقتی که داشتم به سمت خونه بر می گشتم ، حاج آقا داشتن در خلاف جهت من از سمت دیگه ی کوچه راه می رفتن. من با موبایلم حرف می زدم و وقتی ایشون رو دیدم خواستم برم سمت دیگه ی کوچه و با ایشون سلام کنم که ...
نمی دونم چرا نرفتم!!!!
با خودم گفتم حالا این دفعه رو بیخیال.. ایشون هم که من رو ندیدن ... دفعه بعدی حتماً سلام می کنم.
و نمی دانستم که این آخرین دیدار من با ایشون بوده...
جمعه شب یعنی 22 آبان (روز دحوالارض) ساعت 11 شب بود که تلفن منزل به صدا درومد. عموم بودند. گفتند: معین حاج آقا زاهد به رحمت خدا رفتند...
باورم نمی شد...
به یاد اون دیدار آخر افتادم. دلم می خواست به حال خودم گریه کنم.... امروز که از تشییع جنازشون بر میگشتم توی کوچه دائماً ایشون رو تو ذهنم می دیدم و بی اختیار اشک از چشمام جاری می شد.
رحلت این عالم بزرگوار رو به همه دوستداران ایشون و همچنین به خونواده محترم ایشون تسلیت عرض می کنم.






تحت المتن) برای شادی روح ایشون صلوات

الهام من به ناز نگاهش چه دلبر است ...