تبليغاتX
روی ماه خداوند را ببوس
روی ماه خداوند را ببوس
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 :: 0:29 ::  نويسنده : معین
- کور کردن چشم کار عشقه ! نه دوست داشتن!

- نه ! تا اون حد کور نشده بودم!

- منو سر کار میذاری؟ خیلی بدی...

- خیلی!!!


ذهنم ، قلبم ، افکارم ، همه و همه درگیر شده! کنکور هم که شده برام قوز بالا قوز!!!!

ولی می زنم تو گوشش...


من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند آرام

گل بگو

گل بشنو

هرکسی می خواهد

وارد خانه ی پر مهر و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه دهد

شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست

شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار

خانه ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

خانه ی دوست کجاست؟!


یعنی کی می تونه باشه این وقت شب؟


۲۵/۷/۸۸

سالن مطالعه مرکزی


باید امشب بروم!

کفشهایم کو؟


تحت المتن )

چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 :: 1:17 ::  نويسنده : معین

دعوای حافظ و صائب و شهریار

دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر “آن ترک شیرازی” اتفاق افتاده
:

به قول حضرت حافظ
:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

و صائب در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

و شهریار در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

و دوستی گوید:
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد

یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبی
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را


تحت المتن : ندارد

پنجشنبه نهم مهر 1388 :: 16:43 ::  نويسنده : معین
سلام...

برگشتم ... برگشتم از سفر ۴ روزه ای که ۹ روز طول کشید!!!!

واقعاْ جای همه دوستان خالی...

سفر ۴ روزه به محلات و کاشان و ابیانه ، ما رو به تهران کشید و بعد بدون برنامه قبلی راهی شمال شدیم...

پارک شادی سی سنگان ، پارک جنگلی کشپل ، خانه دریا...

واقعاً سفر پر خاطره و به یاد ماندنی بود...

توی روحیه خود من که خیلی اثرگذار بود!!! به خصوص خوشنویسی بر لب ساحل... اون هم روی ماسه ها !!!

تعدادی از نوشته هام روی ماسه رو توی وبلاگ مشق عشق براتون میذارم...


تحت المتن ۱) حرف برا گفتن زیاد بود...

تحت المتن ۲) به زودی تصویر بالای وبلاگم رو عوضش می کنم!!!!

درباره وبلاگ

ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جائی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوائی بکنیم
-------------------------------------
کاش بتوانم آن باشم که او می خواهد....
ای کاش!!!!
پيوندها