|
روی ماه خداوند را ببوس
شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 :: 5:57 :: نويسنده : معین ۵ شنبه :
- روز قبل قدس - مشکل در باز شدن بلاگفا - آخرین شب جمعه ماه خدا !!! جمعه : - روز قدس - راهپیمائی - مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل - آفتاب - پوست صورت سوخته - پماد سوختگی - مشکلات در یاهو مسنجر - کماکان ایراد در بلاگفا شنبه : - نماز صبح - آپ کردن با مصائب فراوان - کار - قرار - افطار - تبریک (انشالله) یکشنبه: - صبحانه - نماز عید (انشالله) - تمام شدن "ای دی اس ال" - ناهار - سفر به مدت ۴ روز
تحت المتن ۱) دوست داشتم یه مطلب درست و حسابی بذارم ولی خوب بلاگفا ظاهراْ مشکل پیدا کرده ... تحت المتن ۲) برای گذاشتن همین پست، نیم ساعتی وقت گذاشتم!!!! تحت المتن ۳) عید سعید فطر رو هم پیشاپیش تبریک می گم... تحت المتن ۴) اللهم عجل لولیک الفرج
شنبه بیست و یکم شهریور 1388 :: 0:51 :: نويسنده : معین
ماشا الیلیکینا...
این اسمی بود که کاملاْ اتفاقی توی یک ایمیل که برام اومده بود به چشمم خورد... البته ایمیل مال خیلی خیلی وقت قبل بود و شاید من باید زودتر از اینها می دیدمش ولی خوب قسمت بود الان ببینم ... مانکنی که مسلمان شد... تعجب نکنید! دقیقاْ عین عبارت بود! من هم خیلی برام جالب بود... شاید قبلاْ خیلی از شماها این خبر رو شنیده باشین و یا خونده باشین ولی ممکنه برای بعضی از شماها جدید و جالب باشه... <ماشا الیلیکینا> نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.
متن مصاحبه خواندنی با ماشا رو می تونین در ادامه مطلب بخوانید
تحت المتن ۱) اگر عبارت زیر را در گوگل جستجو کنید خواهید دید که از اسلام آوردن این شخصیت در سایت ها و خبرگزاری های خارجی کمتر مطلبی پیدا می کنید... Masha Alalykina تحت المتن ۲) به مسلمان بودن خودم افتخار می کنم... تحت المتن ۳) در این شبهای عزیز دعا فراموش نشود... تحت المتن ۴) اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام
این عکس رو هم توی یک سایت دیدم! نمی خوام در مورد افراد قضاوت کرده باشم ، فقط عکس رو می ذارم که شماها هم دیده باشین:
ادامه مطلب ... پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 :: 19:26 :: نويسنده : معین
سلام.
نماز روزه ها قبول امروز داشتم توی حیاط ماشین می شستم که یه دفعه چشمم افتاد به یه پروانه... یه پروانه که یکی از بالهاش سوخته بود! به ناگاه به یاد این شعر سعدی افتادم... ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کآن سوخته را جان شد و آواز نیامد این مدعیان در طلبش بی خبرانند آن را که خبـر شـد خبـری باز نیــامد به نظر شما بال این پروانه در کدامین عشق چنین سوخته است؟
تحت المتن ۱) من خیلی کم میشه که شعری به ذهنم بخوره... تحت المتن ۲) ولادت امام حسن مجتبی (ع) رو هم پیشاپیش تبریک می گم. تحت المتن ۳) التماس دعا جمعه ششم شهریور 1388 :: 1:5 :: نويسنده : معین
به قولی بچا می باس تو کارا برنامه ریزی داشت... آخه مٍگه چِقد آدِم می تونِد سر به هوا باشه؟ هان؟ یُخده چی آدِم به خودش بیاد می فَمِد که چیکارِس ... تا حالا چیکارا کَردِس ... چیکار میباس بوکونِد !!!! منَ می خام دیگه به خودَم بیام! - چی چی میگوی تو؟ آخه این که می گوی یعنی چه؟ به خودم بیام دیگه چه صیغه یّه ؟ - راسِّش آخه آدِم تا کی می تونِد زِندگیش یه نواخت باشه؟ هی بگِد می خام درس بوخونم و نخونِد؟ هان؟ - یعنی حالا می خوای درس بوخونی؟ آره جونی خودِت!!!! - باوِر کون! به جونی تو که می دونی برام عزیزی ... اِز شنبه می خام شورو کونم! - باوِر نیمی کونم!!! - باوِر کون!... اصاً اِگه باوِر نیمی کونی هم نکون ! خودِت چند وقت دیگه باوِر می کونی آ می فَمی که مَن الان باد شوخی نیمی کردم ... حالا بیبین اینجا کوجاس من دارم می گم ... - شرطی چی چی؟ - آخه تو چرا نیمیفَمی؟ هان؟ آخه آدِم با خودِش شرط می بندِد؟ - حالا یه بارَم بِذار با خودمون شرط بِبَندیم... آسمون که رو زِمین نیمیاد!!! - خوب باشه... قبول... شرطی چی چی؟ - بذار یُخده فکر کونم ...!!!! هان فَمیدم ! شرطی اینکه [ واینجا بود که مکالمات بین من و خودم خصوصی شد ... -------------------------------------------------------------------------- تحت المتن 1) متن بالا یه زبان شیرین اصفهانی نوشته شده... لطفاً برداشت بد نشود ... تحت المتن 2) در مورد شرطی که با خودم بستم زیاد کنجکاوی نکنین ... تحت المتن ۳) خدا کنه وبلاگم به خاطر این پست فیلتر نشه!!!! تحت المتن ۴) یه اصفهانیه اس ام اس میزنه به آتش نشانی می گه خونمون آتیش گرفته به این شماره یه زنگ بزنین تا بهتون آدرس بدم!!!! درباره وبلاگ ![]() ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم غم هجران تو را چاره ز جائی بکنیم دل بیمار شد از دست رفیقان مددی تا طبیبش به سر آریم و دوائی بکنیم ------------------------------------- کاش بتوانم آن باشم که او می خواهد.... ای کاش!!!! پيوندها |
|