تبليغاتX
روی ماه خداوند را ببوس
روی ماه خداوند را ببوس
شنبه سی ام خرداد 1388 :: 20:5 ::  نويسنده : معین

"اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‏وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‏هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با اين سوابق. همه‏شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‏شان از نزديك من كار كردم."

بخشی از سخنان مقام معظم رهبری امام خامنه ای

قسمتهای مشخص شده در این بخش رو بهش توجه کنین ...

اگر نخست وزیر خودشان صفت خوب  قابل توصیفی داشت بیان نمیشد؟ آقای رضائی بعد دوران دفاع مقدس دیگه کاری نکرده و مسئولیتی نداشته؟ رئیس مجلس شورای اسلامی قابل تعریف و خدوم و زحمتکش نبوده؟

بخش دیگری از سخنرانی که مربوط به آقای هاشمی بود :

"بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

 من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست."

 

چند نکته در این باب :

۱) تعاریف رهبری از هاشمی گوشزدی بود به این آقا که در چه جایگاهی قرار داشته است ... آهای آقای هاشمی بدان در چه جایگاهی بودی ... برگرد و پولت را به جای مخالفت با عناصری که همه از داخل نظام هستن ، در راه نظام خرج کن... مگر تو نبودی که اموالت را صرف انقلاب می کردی؟

هنوز هم نظام جمهوری اسلامی راه بازگشت را برای تو قرار داده است... برگرد!

برگرد و به یاد داشته باش که این انقلاب با زحمات خودت به بار نشسته است.. لا اقل زحمات خودت را به باد نده ... نگذار فرزندانت با انقلابی که خودت برای آن تا پای شهادت رفتی چنین کنند ...

برگرد...

آقای هاشمی چرا به خاطر جواب ندادن به یک نامه  ،در نماز جمعه حضور نیافتی؟ مگر تو رهبرت را از سال ۱۳۳۶ نمی شناسی؟ مگر به رهبریت ایشون شک داری؟

۲) نظر رهبری به نظر رئیس جمهور احمدی نژاد نزدیکتر است .... هم در زمینه ی مسائل خارجی  ،  هم در زمینه ی نحوه ی اجرای عدالت اجتماعی  ،  هم در برخی مسائل فرهنگی  ...پس در دوران ۸ ساله ریاست جمهوری آقای هاشمی و ریاست جمهوری خاتمی هم این اختلاف نظر بوده است ...
چرا رهبری با اینکه دولت را مخالف نظر خود میدیدند برای بر اندازی آن همه ی تلاششون رو تو این ۱۶ سال نکردن؟آیا نمی توانستند؟

 آهای کسانی که این واژه ی کثیف رو به نظام پاک ما اطلاق می کنین ، کدام یک دیکتاتوری است؟

------------------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱) اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)

تحت المتن ۲) اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای

تحت المتن ۳) خامنه ای خمینی دیگرست        ولایتش ولایت حیدر است

چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 :: 19:9 ::  نويسنده : معین

سلام.

والا من که دیگه خسته شدم... از یکماه قبل انتخابات که تو دانشکده ملت به موضع گیری سیاسی من پی بردن ، خفم کردن! دست از سرم بر نمی داشتن! البته منم دست از سرشون بر نمی داشتم

ولی خوب بالاخره انتخابات رسید و رای دادیم و گفتیم هرکی شد دیگه شده و تموم می شه و راحت میشیم و ... اما انگار این انتخابات نمی خواد دست از سر ما بر داره!

خسته شدم دیگه ... زدن دانشگاهمون رو خسارت زدن و ۲۵۰۰۰۰۰۰۰۰ ضرر زدن ... یه امتحان دیگه داشتم که برم به استقبال تعطیلات تابستانی ، اما روز قبلش اعلام شد به علت این اغتشاش ها افتاد به ۱۰ تیر!

والا من دیگه خسته شدم...

بُریدم...

دلم می خواد برم یه کم والیبال بازی کنم ... اما حیف که جور نشده ... تیم ملیمون هم که خراب کرد و دیگه بعیده بره جام جهانی...

آخه کسی نیست به این اختاپوسهای آقازاده نام که چنبره زده بودن رو مملکت ما بگه بابا دست از سر ما بر دارین... بذارین یه نفس راحت از دستتون بکشیم!

زندگیم رو غلتک نیست ... آرام نیست ... ذهنم مشغوله ... نمیدونم می خوام چیکار کنم ... نمی دونم به کجا می خوام برسم ... یعنی آخرش چی میشه؟

دلم می خواد روی ماه خداوند رو ببوسم و بگم خداجون نوکرتم ....

اللهم عجل لولیک الفرج

--------------------------------------------------

تحت المتن : ندارد

جمعه پانزدهم خرداد 1388 :: 12:29 ::  نويسنده : معین
فوق المتن : من دلم خیلی گرفته بود و از بس تو محیط فیس بوک با این و اون بحث کردمو حرفم رو نمی فهمیدن دیگه داشتم می ترکیدم!! این پستم کاملا خودمونی و خودمتراوشه :دی (عجب واژه ای ساختم)

اگه حال و حوصله خوندنش رو ندارین نخونین و اگه دارین بخونین... اصلا من ننوشتم که کسی بخونه... نوشتم که خودم رو تخلیه کنم...

حالا تصمیم با خودتون... می خواین بخونین می خواین نخونین

----------------------------------------------------------------------------------------------

خوب این روزها تب انتخابات جامعه رو در بر گرفته...

با همه ی انتخابات های قبلی فرق داره! خیلی فرق داره...

فکر کنم همه این تفاوت رو به وضوح حس می کنن. من که این چند وقت به جای درس خوندن همش به بحث کردن و مناظره و شنیدن نظرات موافق و نظرات مخالف و ....

نمیدونم چرا اینقدر این دکتر ما مظلوم واقع شده... باور کنین اگه بگه من تموم روستاها رو جاده آسفالت کشیدم ، همه میگن دروغ میگه! یه بابائی تو آفریقا گفته احمدینژاد دروغ میگه... پس اون بابا راست میگه!!!

اگه میگه تونی بلر از بابت ملوانها عذر خواهی کرده و نامش هم هست... دوباره میان یه خبر از خودشون در میارن که تونی بلر به ما زنگ زده میگه این بابا الکی گفته!!!!!

از اول گفته بود اسامی مفسدین رو اعلام میکنم... خوب گذاشت توی یه فرصت مناسب که هم به همه اثبات کنه که خودش از اونا نیست و همچنین همه حرفشو باور کنن این موضوع رو افشا کرد...

حالا همونائی که میگفتن پسرهای هاشمی مملکت رو غارت کردن ، یه دفعه شدن محافظ آبروی این آقا!!!

احمدی نژاد هم که خیلی بی ادبه و ناموس مردم رو گرو می کشه و اصلا برا رسیدن به قدرت حاضره پشت سر هرکسی حرف بزنه و ....

همین آقایون یادشون رفته که وقتی احمدی نژاد سال ۱۳۸۴ رای آورد چقدر تمسخرش میکردن... دماغ احمدی نژاد شده بود نقل مجلس

آخه یکی نیست بگه اون حرفا و اون مسخره کردنها (اونم وقتی که هنوز این بیچاره هیچ کاری نکرده بود) اینا غیبت نیست؟ اینا آبرو بردن نیست؟

چقدر در مورد ناموس همین دکتر جک ساختن؟ حالا این آقا شده ناموس گرو گیر! و آقایون همه ماشالله غیرتی و مودب

ناموس مردم رو نمی بینن که با چه فضاحتی داره با رقصیدن در ملا عام تبلیغ این آقا رو می کنه... من خودم این صحنه رو با چشمام دیدم...

صحبتهای فائزه هاشمی رو نمی شنون که میگه آقایان کروبی و موسوی هر جوری هست تورو خدا التماستون میکنم یه کاری کنین که احمدی نژاد رای نیاره!!!!! یعنی چی؟ یعنی براش موسوی رای آوردن مهم نیست... براش کروبی رای آوردن مهم نیست... پس براش چی مهمه؟

این خانم که داشت تو انگلستان زندگیش رو میکرد!!! بد بوداونجا؟ چرا پاشده اومده اینجا و به هر دری میزنه که احمدی نژاد رای نیاره؟

چشمک کروبی به رضائی رو همه دیدن تو مناظره ی مسخره ی این آقایون... تائید کردن همدیگه ...

کم مونده بود همدیگه رو هم پاشن بغل کنن!!!! درد احمدی نژاد اینه...

احمد نژاد برای مناظره با موسوی نیومده بود چون موسوی رو یه عروسک می دید... احمدی نژاد اومده بود خیلی از مسائلی که تو این ۴ سال فهمیده بود رو افشا کنه ...

مسائلی که چهره ی اون رو به وضوح تو این ۴ سال پیر و شکسته کرده .... چقدر تحمل؟ چقدر بخشش؟

چرا این قشر مخالف احمدی نژاد حرفای هرکس و ناکسی رو بدون دلیل و مدرک قبول میکنن ولی گفته رئیس جمهورشون رو و ارقام و آمار اون رو نمی تونن قبول کنن؟

واقعا آدم می تونه مسلمون باشه و با کمپین ۱ میلیون امضا موافقت داشته باشه؟ خانم جمیله کدیور که از حامیان این کمپین هستش داره از کی حمایت میکنه؟

کروبی نمی خواد به قدرت برسه؟ موسوی حاضر نشده خیلی ارزشها رو زیر پا بذاره که به قدرت برسه؟

چرا همه فکر میکنن احمدی نژاد داره به هر دری میزنه که در راس بمونه؟ مگه این آقا تو این ۴ سال غیر از دوندگی و خدمت برای این مردم کاری کرد؟ الان پسرهاش همه میلیاردرن؟ خودش چی؟ نکنه پژو ۵۰۴ که داشت حالا شده ۴۰۷؟

چرا این جوونهای ما یه ذره فکر نمیکنن؟ واقعا داشتن آزادی اونم آزادی اینکه هر غلطی می خوان در ملا عام بکنن (که الان در خفا خیلیش رو میکنن) ارزش داره که بر علیه یه نفر که به ملت ما خدمت کرده این همه حرف بزنن؟

چرا تو دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری کسی دم از مسیر امام و راه امام و مسیر انقلاب نمی زد؟ چی شده که حالا همه شدن حامی امام؟ همه شدن پیرو امام؟ همونائی که یه زمانی شهادت و فرهنگ شهادت طلبی رو خشونت طلبی تعبیر کردن حالا چی شده رنگ عوض کردن؟

کسائی که حاضر نبودن شهید گمنام توی دانشگاهشون خاک بشه و حتی دلشون نمی خواست اسم شهدا رو خیابونای ما باشه... اینا الان از کی دارن حمایت می کنن؟ چی شده که راه و مسیر امام ، را شهدا ، خون شهدا همه شده لق لقه ی زبان این افراد برای کسب رای؟

اینا دروغگوئی نیست؟ اینا قدرت طلبی نیست؟ چرا کردانهای دولتی رو نمی بینن؟ چرا مشائی های دولتهای قبل رو که یکی و دوتا نبودن نمی بینن؟ چشمشون از چی پر شده؟

فقط و فقط می تونم این رو بگم:

اللهم عجل لولیک الفرج

-------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱: دلم خیلی پر بود...

تحت المتن ۲: همش رو کاملا همینطوری نوشتم و فقط می خواستم خودم رو تخلیه کنم ...

تحت المتن ۳ : خیلی حرفای دیگه هم بود ولی خوب مجالی نبود !

تحت المتن ۴: چرا من درس نمی خونم؟

تحت المتن ۵: کار هرشبم شده اینکه برم تو خیابونا!!! چه خبره... همه ملت از خونه میزنن بیرون... اصلا انگار یه خبریه...

تحت المتن ۶ : خدا جای حق نشسته ...

چهارشنبه ششم خرداد 1388 :: 11:10 ::  نويسنده : معین

به نام خدا

اینجانب معین تگریان از حامیان رئیس جمهور احمدی نژاد

مخالفت خود را با گشت های انتظامی و پلیس امنیت اخلاقی که در دوران ریاست جمهوری آقای دکتر احمدی نژاد بیش از پیش فعالیت می کردند ، اعلام می دارم...

البته لازم به تذکر است به هیچ وجه موافق بی بند و باری در جامعه نیستم و نخواهم بود ولی این راهش نیست...

امر به معروف و نهی از منکر از واجبات است اما ....

این راهش نیست...

کاش کسی بود که حرف من رو اینجا می شنید....

این راهش نیست...

آخه به کی بگم؟

این راهش نیست ...

-----------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱: به نظر شما راهش چیه؟

تحت المتن ۲: به امید روزی که جوانان ما با باور به اسلام دیگر نیازی به امر به معروف ونهی از منکر نداشته باشند....

تحت المتن ۳ : اللهم عجل لولیک الفرج

شنبه دوم خرداد 1388 :: 18:44 ::  نويسنده : معین
امروز ۲ خرداد بود...

صبح یه sms برام اومد از طرف یکی از دوستان که ساعت ۱۲ زهرا رهنورد میاد توی آمفی تئاتر دانشگاه!

خود میر حسین دانشگاه اصفهان سخنرانی داشت و خانمش رو فرستاده بود توی دانشگاه ما!!!!

خلاصه جای همه دوستان خالی بود...

خودم رو اون ساعت به سالن رسوندم و موقع ورود از هرگونه امضاء در حمایت از بعضیا و از گرفتن هرگونه پارچه ی سبز رنگ سر باز زدم

به هر بیچارگی بود یه جایی برا نشستن پیدا کردم ببینم خانم این آقا چی می خواد بگه.

باید بودید و این قیافه های طرفدار ها و افرادی که داشتن براش سر و دست میشکستن رو میدیدین... خدا برا کسی نخواد این افراد ازش حمایت کنن...

من که مخم داشت سوت میکشید!!!!

یه کلیپ پخش شد از طرف همین ستاد موج سوم که اولش از خاتمی دعوت میکردن که بیا و تورو خدا مارو تنها نذار ( رو قلبم پا نذار!! ) ولی خاتمی که آخه حاضر نیست به خاطر اونا بیاد خودش رو ضایع کنه که و میرحسین رو فرستاده تا اگه قراره کسی ضایع بشه اون باشه نه اون (:دی)...

خلاصه تو این کلیپ از ستار خان و باقر خان و صادق خان و شاسگول خان عکس گذاشته بودن تا بازرگان و مصدق و منتظری و ... بعد نوبت امام خمینی رسید و رحلت امام و ییهو پرید سر خاتمی و بعدشم موسوی ... این بود تاریخ ایران  نه رهبری کنونی و نه ولایت فقیهی و ... (همینان که ادعای از پیروی از ولایت فقیه دارنا !!!!!!)

بماند ...

خانم رهنورد تا تونست حرفهای شعاری و مسخره ی جوان گول زن و حامی جمع کن خودش رو زد...

نوبت پرسش و پاسخ شد...

یه نماینده از کروبی رفت و یه سری مزخرفات گفت که اصلا حال تایپ کردنش رو هم ندارم....

خانم زهرا رهنورد هم مثل خود اون پسره جواب داد

بعد یه نماینده از احمدی نژاد رفت بالای سن... یه دخترخانم محجبه و خیلی محکم. خدائیش خیلی قشنگ سوال پرسید...

سوالاش رو که مطرح میکرد همه هوووووووو میکشیدن... من و میگی دلم سوخت ... با هر سوال اون فقط و فقط یه نفر در حمایتش کف میزد که اونم من بودم و همه نگاها میرفت طرف من :دی

خلاصه اون خانم رفت پائین و زهرا رهنورد تا تونست شخصیتش رو تخریب کرد ( کاری که ماشالا شامل حال خود احمدی نژاد هم شده چه برسه به طرفداراش )

عجب روزی بود امروز...

--------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱ : ببخشید خیلی بد نوشتم... اینقدر سرم درد گرفته که حال تایپ کردن نداشتم... خیلی طولانی بود ... من فقط گوشه ی بسیار کوچکی از این جلسه رو نوشتم...

تحت المتن ۲: فقط احمدی نژاد ...

تحت المتن ۳ : اللهم عجل لولیک الفرج

تحت المتن ۴ : اینم یادم رفت بگم. همین خانمه یه سوال قشنگ پرسید که گفتم بهتون بگم... پرسید شمائی که دم از فرهنگ شهادت طلبی و هست سال دفاع مقدس میزنید ، مگر آقای خاتمی نبود که تو اون دوران ریاست جمهوریش گفت : فرهنگ شهادت طلبی و ... موجب افزایش روحیه خشونت طلبی جامعه میشه؟ ( یه چیزی تو همین مایه ها بود )

زهرا رهنورد در ادامه تخریبهایی که انجام داد به هیچ وجه پاسخی برای این سوال نداد ... شاید پاسخی نداشت ...

تحت المتن ۵ : همین دیگه... برین بازم فکر کنین :دی

درباره وبلاگ

ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جائی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوائی بکنیم
-------------------------------------
کاش بتوانم آن باشم که او می خواهد....
ای کاش!!!!
پيوندها