روی ماه خداوند را ببوس
سلام و دوصد سلام... داستان از اینجا شروع میشه که گروهی از داوطلبان کنکور امسال بعد از آزمون شکایت داشتن... تصمیم گرفتن اعتراض کنن... علت اعتراضشون رو خودشون هم نمی دونن!!! خودشون هم نمی دونستن چرا باید اعتراض کنن... ولی خوب حیف بود ... صندلی دانشگاه رو میگم! آخه خیلی کلاس داره! ( منظورم از نظر تعداد کلاسهاست و الا تو این دوره زمونه که دیگه کلاس دانشجو بودن کجا بود؟ تصمیم گرفتن که عملکرد سازمان سنجش رو زیر سوال ببرن! با خودشون می گفتن : سنگ مفت گنجشک هم که اصلا مهم نیست! میاریمشون تو گود... چیکار کردن؟... به همه اعلام کردن که تقلب شده... آهای مردم (ببخشید آهای گنجشکها!) کجائین ببینین که سازمان سنجش چه موسسه ی فاسدیه... همه سوال ها رو برای دور و بری های خودش و خویش و قوم خودش طرح کرده و خلاصه هی گفتن و گفتن تا اینکه خودشون هم باورشون شد!!!! یه چندتا گنجشک هم دورو بر خودشون جمع کردن که به قول خودمونی کتک خورشون خوب باشه و اینقدر گفتن که این گنجیشکا هم باور کردن! سنگ هم مفت بود و سازمان سنجش هم کُلُفت... سازمان سنجش ، هرچی باشه چندین سال برا خودش آبرو کسب کرده و اولین سالش نیست که کنکور برگزار می کنه! اومد و اعلام کرد کسائی که اعتراض دارن ، یا علی... ما آماده ایم که بیان و دلایلشون رو برای تقلب تو این رویداد بزرگ کشور بیان کنن... این داوطلب ها ، یه کم با خودشون فکر کردن... گفتن آخه ما که دلیل قانونی نداریم که؟ (البته با خودشون گفتنا! نه به همه...) حالا چیکار کنیم؟ این سازمان سنجش انگاری خیلی به خودش مطمئنه! آخه ما که بخوایم مثل بچه آدم بریم بگیم تقلب شده ، اینا راحت دلیل و مدرک میارن که نشده! این گنجیشگا رو چیکار کنیم؟ کلی با سنگ زدیمشون و گذاشتیم سر این و اون... حالا جوابشون رو چی بدیم؟ این شد که با همدیگه جلسه گرفتن و گفتن که راهی که رفتیم رو دیگه نمیشه به عقب برگشت... سفت و سخت پای ابطال کنکور می ایستیم... می گیم سازمان سنجش اصلاً صلاحیت نداره که کنکور برگزار کنه... اصلاً کی گفته سازمان سنجش باید کنکور برگزارکنه؟ باید یه عده آدم که اصلا سواد ندارن سوال طرح کنن... آدمائی که تو اطرافیانشون کنکوری نداشته باشن که بخوان تقلب کنن! اصلاً سازمان سنجش رو ما از بیخ و بن قبولش نداریم... باید یه مؤسسه از خارج کشور بیاد انتخابات اِ ببخشید کنکور رو برگزار کنه... (اینقدر حواسم تو انتخاباته که این پست هم که هیچ ربطی به سیاست نداره ، اسم انتخابات توش اومد!!!! کم کم داشت یادشون می رفت که تو این مملکت یه عمری درس خوندن و با همین سیستم آموزشی به اینجا رسیدن که بیان کنکور بدن! صدای جیک جیک گنجشکها هنوزم میومد... تو فکرشون دیگه این نبود که برن دانشگاه... آخه به تازگی فهمیده بودن مدرک رو با پول (یا شاید پارتی) هم میشه از دانشگاه آزاد گرفت... دیگه فراموش کرده بودن قبل کنکور داشتن درس معارف همین سیستم آموزشی رو می خوندن ... از سیستم آموزشی تعریف می کردن و ... خلاصه اینکه تو این جو که قرار گرفتن دیگه همه چی یادشون رفت... هی بیانیه می دادن... گنجشکها رو پرواز می دادن! حتی به گنجشکها قول همکاری توی سیستم آموزشی هم داده بودن اما آخرش چی شد؟ راستش منم آخرش رو نفهمیدم چی شد... آخه مگه سازمان سنجش بیدیه که با این بادها بلرزه؟ این داوطلبان کاری کردن که دیگه خودشون هم روشون نشه سال دیگه بیان دوباره کنکور بدن... شاید چند وقت دیگه معتاد بشن و منزوی... الله اعلم!!! -------------------------------------------------------------------------------- تحت المتن ۱: اول از هم گفته باشم این پست من هیچ ربطی به مسائل روز نداره... کسی یه وقت خدای نکرده زبونم لال فکر نکنه من قصدی داشتم از گفتن این داستان! نه قصد توهین به کسی رو داشتم و نه چیز دیگه... این داستان هم فقط یه داستان بود... شاید سالهای آینده داستانی مشابه این داستان ، قصه ی شب کودکان برای عبرت گرفتن اونها باشه... الله اعلم! تحت المتن ۲: ۱۳ تیر تولد یک سالگی وبلاگ منه... کادو فراموش نشود تحت المتن ۳: من چوب رای دادنم به احمدی نژاد رو خوردم... تو دانشگاه شایعه کردن تگریان (فامیل منه) از این حوادث اخیر که درگیری و اغتشاش و کشته شدن جوونها و ... خوشحاله! از قول من هم این جمله رو نقل کرده اند: " هرکس با ولی فقیه مخالفت کنه ، باید کشته بشه...!) والا ما که نفهمیدیم این حرف رو کی زدیم که اینجوری پخش شده... برا خودم هم اینطوری حرف در آوردن خیلی جالب بود... تحت المتن ۳: اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه... سلام.
فرارسیدن ماه رجب رو خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم.
برای تنوع و به این خاطر که کمی از این جو سیاسی خارج بشم ، این پست رو انتخاب کردم.
البته این پست کاملا جنبه ی خنده داره ولی میتونه ما رو به فکر ببره که آخرین کلماتی که به زبون میاریم چی می تونه باشه! امیدوارم آخرین جملاتی که بر زبانمان جاری میشه ، جز ذکر خدا چیز دیگری نباشه...
----------------------------------------------------------
آخرين کلمات يک برقکار: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليهام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرندهام!
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همهاش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟ -------------------------------------------------------------------- تحت المتن : خداوند اسباب ازدواج همه ی جوانها رو آسان گرداند ، انشالله!!!!!! "اين چهار نفرى كه وارد عرصهى اين انتخابات جدى شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخستوزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرماندهى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوهى مقننهى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همهشان متعلق به نظامند. البته اختلافنظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرىهاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همهشان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابستهى به نظام؛ متعلق به نظام، و همهشان هم با اين سوابق. همهشان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همهشان از نزديك من كار كردم." بخشی از سخنان مقام معظم رهبری امام خامنه ای قسمتهای مشخص شده در این بخش رو بهش توجه کنین ... اگر نخست وزیر خودشان صفت خوب قابل توصیفی داشت بیان نمیشد؟ آقای رضائی بعد دوران دفاع مقدس دیگه کاری نکرده و مسئولیتی نداشته؟ رئیس مجلس شورای اسلامی قابل تعریف و خدوم و زحمتکش نبوده؟ بخش دیگری از سخنرانی که مربوط به آقای هاشمی بود : "بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانهاى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقىهاى نادرست در جامعه به وجود مىآيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند. چند نکته در این باب : ۱) تعاریف رهبری از هاشمی گوشزدی بود به این آقا که در چه جایگاهی قرار داشته است ... آهای آقای هاشمی بدان در چه جایگاهی بودی ... برگرد و پولت را به جای مخالفت با عناصری که همه از داخل نظام هستن ، در راه نظام خرج کن... مگر تو نبودی که اموالت را صرف انقلاب می کردی؟ هنوز هم نظام جمهوری اسلامی راه بازگشت را برای تو قرار داده است... برگرد! برگرد و به یاد داشته باش که این انقلاب با زحمات خودت به بار نشسته است.. لا اقل زحمات خودت را به باد نده ... نگذار فرزندانت با انقلابی که خودت برای آن تا پای شهادت رفتی چنین کنند ... برگرد... آقای هاشمی چرا به خاطر جواب ندادن به یک نامه ،در نماز جمعه حضور نیافتی؟ مگر تو رهبرت را از سال ۱۳۳۶ نمی شناسی؟ مگر به رهبریت ایشون شک داری؟ ۲) نظر رهبری به نظر رئیس جمهور احمدی نژاد نزدیکتر است .... هم در زمینه ی مسائل خارجی ، هم در زمینه ی نحوه ی اجرای عدالت اجتماعی ، هم در برخی مسائل فرهنگی ...پس در دوران ۸ ساله ریاست جمهوری آقای هاشمی و ریاست جمهوری خاتمی هم این اختلاف نظر بوده است ... آهای کسانی که این واژه ی کثیف رو به نظام پاک ما اطلاق می کنین ، کدام یک دیکتاتوری است؟ ------------------------------------------------------------------------------ تحت المتن ۱) اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج) تحت المتن ۲) اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای تحت المتن ۳) خامنه ای خمینی دیگرست ولایتش ولایت حیدر است سلام. والا من که دیگه خسته شدم... از یکماه قبل انتخابات که تو دانشکده ملت به موضع گیری سیاسی من پی بردن ، خفم کردن! دست از سرم بر نمی داشتن! البته منم دست از سرشون بر نمی داشتم ولی خوب بالاخره انتخابات رسید و رای دادیم و گفتیم هرکی شد دیگه شده و تموم می شه و راحت میشیم و ... اما انگار این انتخابات نمی خواد دست از سر ما بر داره! خسته شدم دیگه ... زدن دانشگاهمون رو خسارت زدن و ۲۵۰۰۰۰۰۰۰۰ ضرر زدن ... یه امتحان دیگه داشتم که برم به استقبال تعطیلات تابستانی ، اما روز قبلش اعلام شد به علت این اغتشاش ها افتاد به ۱۰ تیر! والا من دیگه خسته شدم... بُریدم... دلم می خواد برم یه کم والیبال بازی کنم ... اما حیف که جور نشده ... تیم ملیمون هم که خراب کرد و دیگه بعیده بره جام جهانی... آخه کسی نیست به این اختاپوسهای آقازاده نام که چنبره زده بودن رو مملکت ما بگه بابا دست از سر ما بر دارین... بذارین یه نفس راحت از دستتون بکشیم! زندگیم رو غلتک نیست ... آرام نیست ... ذهنم مشغوله ... نمیدونم می خوام چیکار کنم ... نمی دونم به کجا می خوام برسم ... یعنی آخرش چی میشه؟ دلم می خواد روی ماه خداوند رو ببوسم و بگم خداجون نوکرتم .... اللهم عجل لولیک الفرج -------------------------------------------------- تحت المتن : ندارد اگه حال و حوصله خوندنش رو ندارین نخونین و اگه دارین بخونین... اصلا من ننوشتم که کسی بخونه... نوشتم که خودم رو تخلیه کنم... حالا تصمیم با خودتون... می خواین بخونین می خواین نخونین ---------------------------------------------------------------------------------------------- خوب این روزها تب انتخابات جامعه رو در بر گرفته... با همه ی انتخابات های قبلی فرق داره! خیلی فرق داره... فکر کنم همه این تفاوت رو به وضوح حس می کنن. من که این چند وقت به جای درس خوندن همش به بحث کردن و مناظره و شنیدن نظرات موافق و نظرات مخالف و .... نمیدونم چرا اینقدر این دکتر ما مظلوم واقع شده... باور کنین اگه بگه من تموم روستاها رو جاده آسفالت کشیدم ، همه میگن دروغ میگه! یه بابائی تو آفریقا گفته احمدینژاد دروغ میگه... پس اون بابا راست میگه!!! اگه میگه تونی بلر از بابت ملوانها عذر خواهی کرده و نامش هم هست... دوباره میان یه خبر از خودشون در میارن که تونی بلر به ما زنگ زده میگه این بابا الکی گفته!!!!! از اول گفته بود اسامی مفسدین رو اعلام میکنم... خوب گذاشت توی یه فرصت مناسب که هم به همه اثبات کنه که خودش از اونا نیست و همچنین همه حرفشو باور کنن این موضوع رو افشا کرد... حالا همونائی که میگفتن پسرهای هاشمی مملکت رو غارت کردن ، یه دفعه شدن محافظ آبروی این آقا!!! احمدی نژاد هم که خیلی بی ادبه و ناموس مردم رو گرو می کشه و اصلا برا رسیدن به قدرت حاضره پشت سر هرکسی حرف بزنه و .... همین آقایون یادشون رفته که وقتی احمدی نژاد سال ۱۳۸۴ رای آورد چقدر تمسخرش میکردن... دماغ احمدی نژاد شده بود نقل مجلس آخه یکی نیست بگه اون حرفا و اون مسخره کردنها (اونم وقتی که هنوز این بیچاره هیچ کاری نکرده بود) اینا غیبت نیست؟ اینا آبرو بردن نیست؟ چقدر در مورد ناموس همین دکتر جک ساختن؟ حالا این آقا شده ناموس گرو گیر! و آقایون همه ماشالله غیرتی و مودب ناموس مردم رو نمی بینن که با چه فضاحتی داره با رقصیدن در ملا عام تبلیغ این آقا رو می کنه... من خودم این صحنه رو با چشمام دیدم... صحبتهای فائزه هاشمی رو نمی شنون که میگه آقایان کروبی و موسوی هر جوری هست تورو خدا التماستون میکنم یه کاری کنین که احمدی نژاد رای نیاره!!!!! یعنی چی؟ یعنی براش موسوی رای آوردن مهم نیست... براش کروبی رای آوردن مهم نیست... پس براش چی مهمه؟ این خانم که داشت تو انگلستان زندگیش رو میکرد!!! بد بوداونجا؟ چرا پاشده اومده اینجا و به هر دری میزنه که احمدی نژاد رای نیاره؟ چشمک کروبی به رضائی رو همه دیدن تو مناظره ی مسخره ی این آقایون... تائید کردن همدیگه ... کم مونده بود همدیگه رو هم پاشن بغل کنن!!!! درد احمدی نژاد اینه... احمد نژاد برای مناظره با موسوی نیومده بود چون موسوی رو یه عروسک می دید... احمدی نژاد اومده بود خیلی از مسائلی که تو این ۴ سال فهمیده بود رو افشا کنه ... مسائلی که چهره ی اون رو به وضوح تو این ۴ سال پیر و شکسته کرده .... چقدر تحمل؟ چقدر بخشش؟ چرا این قشر مخالف احمدی نژاد حرفای هرکس و ناکسی رو بدون دلیل و مدرک قبول میکنن ولی گفته رئیس جمهورشون رو و ارقام و آمار اون رو نمی تونن قبول کنن؟ واقعا آدم می تونه مسلمون باشه و با کمپین ۱ میلیون امضا موافقت داشته باشه؟ خانم جمیله کدیور که از حامیان این کمپین هستش داره از کی حمایت میکنه؟ کروبی نمی خواد به قدرت برسه؟ موسوی حاضر نشده خیلی ارزشها رو زیر پا بذاره که به قدرت برسه؟ چرا همه فکر میکنن احمدی نژاد داره به هر دری میزنه که در راس بمونه؟ مگه این آقا تو این ۴ سال غیر از دوندگی و خدمت برای این مردم کاری کرد؟ الان پسرهاش همه میلیاردرن؟ خودش چی؟ نکنه پژو ۵۰۴ که داشت حالا شده ۴۰۷؟ چرا این جوونهای ما یه ذره فکر نمیکنن؟ واقعا داشتن آزادی اونم آزادی اینکه هر غلطی می خوان در ملا عام بکنن (که الان در خفا خیلیش رو میکنن) ارزش داره که بر علیه یه نفر که به ملت ما خدمت کرده این همه حرف بزنن؟ چرا تو دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری کسی دم از مسیر امام و راه امام و مسیر انقلاب نمی زد؟ چی شده که حالا همه شدن حامی امام؟ همه شدن پیرو امام؟ همونائی که یه زمانی شهادت و فرهنگ شهادت طلبی رو خشونت طلبی تعبیر کردن حالا چی شده رنگ عوض کردن؟ کسائی که حاضر نبودن شهید گمنام توی دانشگاهشون خاک بشه و حتی دلشون نمی خواست اسم شهدا رو خیابونای ما باشه... اینا الان از کی دارن حمایت می کنن؟ چی شده که راه و مسیر امام ، را شهدا ، خون شهدا همه شده لق لقه ی زبان این افراد برای کسب رای؟ اینا دروغگوئی نیست؟ اینا قدرت طلبی نیست؟ چرا کردانهای دولتی رو نمی بینن؟ چرا مشائی های دولتهای قبل رو که یکی و دوتا نبودن نمی بینن؟ چشمشون از چی پر شده؟ فقط و فقط می تونم این رو بگم: اللهم عجل لولیک الفرج ------------------------------------------------------------- تحت المتن ۱: دلم خیلی پر بود... تحت المتن ۲: همش رو کاملا همینطوری نوشتم و فقط می خواستم خودم رو تخلیه کنم ... تحت المتن ۳ : خیلی حرفای دیگه هم بود ولی خوب مجالی نبود ! تحت المتن ۴: چرا من درس نمی خونم؟ تحت المتن ۵: کار هرشبم شده اینکه برم تو خیابونا!!! چه خبره... همه ملت از خونه میزنن بیرون... اصلا انگار یه خبریه... تحت المتن ۶ : خدا جای حق نشسته ...
)![]()
)![]()
![]()
![]()
حالا اگه کسی به خودش گرفت ، دیگه به من ربطی نداره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلىترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوختهاى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.
من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.
در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست."
چرا رهبری با اینکه دولت را مخالف نظر خود میدیدند برای بر اندازی آن همه ی تلاششون رو تو این ۱۶ سال نکردن؟آیا نمی توانستند؟

![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


">